تبليغاتX
تنهاییای من -

سلام نميدونم بهتون گفته بودم من خوزستانيم يا نه ولي اين شعرو تقديم ميكنم به تك تك دوستاي گلم كه به من لطف دارن

 

كولي خسته دلي را كه پريشان تو شد

 

عابر هر شبه كوچه چشمان تو شد

 

يادت امد چه كسي رهزن راهت شده بود؟

 

عاشق سبزترين سمت نگاهت شده بود ؟

 

من همانم دختر ساده ي ايلات جنوب

 

دو غزل مانده به گرماي نخيلات جنوب

 

دختر كوچ قبيله غزلي پاييزي

 

ان كه هر شب به دلش رنگ جنون ميريزي

 

انكه در دفتر تو طرح كبوتر ميزد

 

در ميان عطش سرخ تو پرپر ميزد

 

انكه در باد شبي مرغ خيالش گم شد

 

وقت پرواز شد و باز دو بالش گم شد

 

انكه مثل شبحي يك شب از ان كوچه گذشت

 

و نديدي به دل خسته اش ان شب چه گذشت

 

سايه سايه همه جا چشم به دنبال تو بود

 

يك دل ساده اگر داشت فقط مال تو بود

 

من همان لهجه دشتم كه پر از سادگيم

 

سادگي نيست ولي قصه دل دادگيم

 

من كه دلتنگ تر از سمت جنوب امده ام

 

به بلنداي غم نخل جنوب امده ام

 

واژه واژه گل نارنج جنوب اوردم

 

غزلي عطر براي توي خوب اوردم

 

باز امشب دل ديوانه به تنگ امده است

 

گوش كن باز همان زنگي زنگ امده است

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 15:7 توسط تنهاترین تنها |