تبليغاتX
تنهاییای من - این دفعه مثل همیشه نیست

سلام سلام صد تا سلام بالاخره اپيدم اما اين بار نه تهنام  نه غمگين به جاش خيلي خيلي خوشحال و شادم    ميدونيد اين مدت كه به وبلاگ هاي بقيه دوستام سر ميزدم فهميدم كه دنيا ارزش اين كه خودتو عذاب بدي رو نداره

 

ما چه بخوايم چه نخوايم زنده ايم و زندگي ميكنيم چه بهتر كه خوب و قشنگ زندگي كنيم مگه نه؟

 

يه كتابي خوندم كه نظرمو خيلي عوض كرد كتاب *چه كسي پنير مرا جابه جا كرد*

 

واسم خيلي عجيب بود كه يه كتاب چند صفحه اي چه جوري تونست منو از اون وضعيت مزخرفي كه خودم واسه

 خودم ساخته بودم بيرون بياره

الان خيلي خوبم به نظرم همه چيز قشنگه همه چيز عاليه من اين وبلاگو دارم و مهمتر از همه دوستاي خوبي مثله شما

شما هم كه منو تهنا نميزاريد ؟؟؟؟؟؟؟ مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

دلم را از تار هاي چسبنده خاطراتت پاك ميكنم

 

عنكبوت يادت مدام در پي شكار ارامش من است

 

يادم باشد كه دلم خانه ارواح نيست !!!!!!!!!!!!

 

خوب از چي بگيم از كجا بگيم

 

اهان من يه هفته اي زفتم مسافرت خوش گذشت جاي همه خالي

 

يه چيز مهم تر من مجاز شدم واسه دانشگاه سراسري اصلا فكر نميكردم قبول بشم با اون روحيه افتضاح لطف خدا بوده بچه ها برام دعا كنيد اون رشته اي كه ميخوام قبول بشم

 

واژه هايت را از عشق پر كن

و انها را از اعماق قلبت براي خدا بازگو كن

وقتي دعا ميكني از ته دل با او سخن بگو

به پروردگارت نشان بده

 كه حاظري تمام وجودت را به پايش قرباني كني

 

دوستای گلم منو تنها نزارید هااااااااااا



 

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 17:13 توسط تنهاترین تنها |