|
شخصی
|
||||
|
|
||||
سلام سلام خوبين خوش ميگذره اين يه مدته كه اپ نكردم واسه اين بود كه يكم غمناك و عصباني بودم اگه ميومدم بازم از اون اپايي ميشد كه همش غم و غصه بود منم چون ديگه بچه خوفي شدم گذاشتم يه وقتي بيام كه حسابي شارژ باشم حالا اگه گفتين واسه چي الان شارژم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اخه چند ساعته ديگه داريم ميريم مسافرت وااااااااااااي خيلي خوش ميزگره فقط دوري از شما ها يكم سخته ولي زود زود ميام الان داشتم يكي از شعراي سهراب سپهريو ميخوندم خيلي قشنگ بود صدا كن مرا صداي تو خوب است صداي تو سبزينه ان گياه عجيبي است كه در انتهاي صميميت حزن ميرويد در ابعاد اين عصر خاموش من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نميكرد و خاصيت عشق اين است كسي نيست بيا زندگي را بدزديم ان وقت ميان دو ديدار قسمت كنيم بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم بيا زود تر چيز ها را ببينيم ببين عقربك هاي فواره در صفخه ساعت حوض زمان را به گردي بدل ميكنند بيا اپ شو مثل يك واژه در سطر خاموشي ام بيا ذوب كن در كف دست من جرم نوراني عشق را قشنگ بود نه؟؟؟؟؟؟




+
نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 1:21 توسط تنهاترین تنها
|
